تبليغاتX
هـلـا ل مـهــر
 

کانون جوانان هلال احمر روستایی

سلام!

کانون جوانان هلال احمر روستای تلور به زودی افتتاح می شود !

بدینوسیله از همه علاقمندان به عضویت و ثبت نام در کلاس های آموزشی امداد و کمک های اولیه دعوت به عمل می آید .


 

نوشته شده توسط محمدرضا منوچهرتلوری در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 9:56 موضوع خبر های تازه و اطلاعیه های داغ | لینک ثابت


خبر جدید

سلام!

ضمن تشکر از همه دوستانی که به این وبلاگ لطف داشتند و نظرات ارزشمند خود را با ما در میان گذاشتند .

از همه دوستان و سرورانی که ما را در اداره این وبلاگ همکاری نمودند ، از همه دوستانی که با نظرات ، پیشنهادات ، انتقادات و گوشه و کنایه های خود به فیض رساندند ، سپاسگزاری می نمایم .

ادانه این راه نیاز به شکوفه های نو شکفته ای دارد تا خویش را با انسانیت و بشر دوستی خو دهند و تصویری زیبا در قاب هلال احمری های جوان باقی گذارند .

ضمن سپاس و قدردانی از مسئولان زحمت کش امور جوانان شهرستان ها ، کانون های روستایی ، آزاد ، دانشجویی و طلاب و کارگران ، امید وارم ارتباط اینترنتی ما با هم بیشتر و از راه های دور اما خیلی نزدیک بیشتر شود .

اما خبر جدید این که این وبلاگ در بیست و یکمین دوره مسابقات سراسری جوانان رقابت مهر سال ۸۸ در رشته وبلاگ نویسی به رتبه اول دست یافت و این همه به واسطه لطف همه دوستانی است که در این مدت به این وبلاگ اظهار لطف نموده و دارند .

امیدوارم این رشته همچنان در مسابقات سراسری رقابت مهر بماند و ما نیز باید در راستای این هدف قدمهای بزرگتری برداریم .

تا اطلاع بعدی

التماس دعا


 

نوشته شده توسط محمدرضا منوچهرتلوری در دوشنبه بیستم مهر 1388 ساعت 19:53 موضوع خبر های تازه و اطلاعیه های داغ | لینک ثابت


بعد از دوری

سلامی از روی ارادت و نه از روی عادت !

با عرض ادب و احترام به همه دوستان محترمی که ما را در این مدتی که غفلت شد مورد عنایت خود قرار دادند و با نظرات ارزشمند شان ما را  شرمنده نمودند و اندشه سبزشان را با مهرورزی و اخلاص به ما هدیه کردند .

واقعیت این است که سرم خیلی شلوغ بود و البته همان طور هم که می دانید دوستان جدید و تازه نفسی که با ما اعلام همراهی نمودند به قول خودشان عمل نکردند و . . . .

حالا هم دراین بخش مطلب آموزشی را در زمینه امداد و کمک های اولیه می گذارم .


اصول و اهداف امداد و كمك هاي اوليه

تعريف كمك هاي اوليه :

به كليه اقداماتي كه براي كمك به شخص آسيب ديده ، بلافاصله پس از بروز حادثه و قبل از رساندن او به مراكز درماني ، توسط يك فرد آموزش ديده انجام مي شود ، كمك هاي اوليه مي گويند .

اهداف كمك هاي اوليه :

1 – انجام اقدامات لازم براي بيماران يا مصدومين ( نجات جان مصدوم )

2 – انجام ندادن اقدامات خطر آفرين براي بيماران يا مصدومين( جلوگيري از وخيم شدن حال مصدوم)

3 – نحوه استفاده صحيح از كيف كمك هاي اوليه( كاهش درد و ناراحتي مصدوم )

4 – كمك به تكنسين هاي اورژانس و كادر درماني ( افزايش احتمال بهبودي مصدوم )

تعريف امدادگر :

امدادگر فرد آموزش ديده اي است كه در صحنه حادثه ، اقدام به ارائه كمك هاي مورد نياز مي كند

خصوصيات امدادگر :

1 – دانش 2  – مهارت   3 – سرعت  4 – قاطعيت

  5 – نظم   6 – خونسردي  7 – مديريت  8 – دقت

وظايف امدادگر :

1 – برخورد مناسب با حادثه و مصدوم                  

 2 – بررسي موقعيت و انجام اقدامات مناسب با آن

3 – معاينه مصدوم                        

 4 – اهداف درماني                

5 – انتقال مصدوم

 


 

نوشته شده توسط محمدرضا منوچهرتلوری در دوشنبه چهارم خرداد 1388 ساعت 12:19 موضوع خبر های تازه و اطلاعیه های داغ | لینک ثابت


چاپ مصاحبه مدير وبلاگ هلال مهر با مجله هلال جوان شماره 5 صفحه 25

 

مدتي است كه تب استفاده از اينترنت و وبلاگ نويسي دركشور ما براي مقاصد مختلف ، بالا گرفته است و جوانان سازمان ما  نيز از اين تب بي بهره نبوده اند .

هدف از نوشته هاي زير معرفي وبلاگ مركز امور جوانان شهرستان بندرگز وآشنايي با مديريت اين وبلاگ است.  البته در مقدمه اين مصاحبه سعي بر اين شده است كه اندكي در ارتباط با وبلاگ نويسي و موضوعات مطرح در اين مورد آشنايي هر چند جزئي ، در اختيار خوانندگان قرار دهيم . مقدمه اي كه به قلم اين وب نگار از روستايي در يكي از شعبه هاي جمعيت در استان گلستان  نوشته شده را مي خوانيم .

مقدمه :

مي گويند :

" حدود ٦ سال از عمر وبلاگ هاي فارسي مي گذرد ؛ در اين مدت هر ساله تعداد وبلاگ ها بيش از ٢ برابر شده است  .

در جهان هر 40 ثانيه يک بار وبلاگي نو متولد مي شود

براساس آمارهاي موجود در هر ثانيه يك وبلاگ جديد در ايران روي اينترنت ساخته و متولد مي شود كه اين آمار خود گوياي استقبال گسترده از وبلاگ نويسي است . "

و با توجه به اين كه ما اولين رئيس جمهور وبلاگ نويس را داريم و با در نظر گرفتن اين موضوع كه وبلاگ هاي فارسي در كانون توجه رسانه هاي جهان قرار دارند  اين گونه در ذهن تداعي مي شود كه وبلاگ دنياي جالبي است و يقينا ارزش پرداختن را دارد . و به گفته اي ديگر " هر وبلاگ يعني يك انسان و هر انسان يعني يك تفكر. "

 وبلاگ رسانه اي است که اين روزها عده زيادي از جوانان ايراني به آن روي آورده اند و با قرار دادن افکار، نظرات، عقايد و يا دل نوشته هاي خود در محيطي به وسعت اينترنت براي دريافت نظر عموم ، تاثيرات جالب توجهي را بر يکديگر مي گذارند .

و اگر چه در اين جا نمي خواهيم درباره اين موضوع كه وبلاگ يك رسانه است يا نه ، بحثي به ميان آوريم ولي اين را بگوييم كه " وبلاگ داراي ويژگي هاي اطلاع رساني،‌ تفريح و سرگرمي، نقد، تعامل و ارتباط، انتقال اطلاعات و دانش، تكنيك و تكنولوژي است . و از نظر علمي ، وبلاگ ، كاركردهاي يك رسانه را دارد . "

وبلاگ ، ترجمه کوتاهي است از هويت تک تک ما که مي نويسيم ، وبلاگ نه يک تب که يک نياز است ، نيازي به گفتمان ، گفتمان يک شهروند با شهروند در هر نقطه اي که مهم هم نيست کجا باشد . وبلاگ رسانه امروز و شايد فرداي اين سرزمين است .


و اين سوال بسيار مهمي است كه چرا ايرانيان (و به تبع آن ما جوانان هلال ) طي سال هاي اخير تمايل زيادي به وبلاگ نويسي پيدا كرده ايم . بررسي هاي مختلف در ميان وبلاگ ها نشان مي دهد كه رايگان بودن وبلاگ ها ، سرعت در راه اندازي آن ، پيشرفت فناوري هاي مرتبط با مديريت وبلاگ ها و در اختيار داشتن فضايي براي بيان ديدگاه ها از جمله دلايلي است كه موجب شده است ايراني ها به سمت وبلاگ نويسي گرايش پيدا كنند.

 

لطفا" خودتان را معرفي نماييد ؟

به نام دوست كه ياريگر است. و هركه او را بخواند از كمك او بي بهره نخواهد بود.

وبا شعر شاعر گرانقدر سعدي شروع مي كنم .

"بني آدم     اعضاي   يكديـگرند                        كه در آفرينش  زيك گوهرند

چو عضوي به درد آورد روزگار                       دگـر عضوها  را   نـماند  قـرار

تو کــز محنت دیگران بـی غمی                        نـشاید که نـامــت نهند آدمـی"

محمد رضا منوچهري هستم . متولد 1364 وساكن روستاي تلور از شهرستان بندرگز واستان گلستان . دانشجوي ترم 8 رشته فيزيك كاربردي دانشگاه پيام نور بهشهر و دبير كانون جامعه بشردوستان جوانان شهرستان بندرگز .

 

چگونه با هلال احمر آشنا شديد ؟

درسال 1376 زماني كه به كلاس اول راهنمايي مي رفتم و 12 ساله بودم به دليل مشكلاتي كه بود فرصت ادامه تحصيل را توسط مجتمع دانش آموزي بندرتركمن پيدا كردم . (متاسفانه اين مجتمع تعطيل شده است) . و از همان زمان تا به حال با جمعيت هلال احمر همكاري دارم . و از همان زمان حس نوعدوستي در درونم تقويت شد و چون خودم هم ، درگير پاره اي از مشكلات بودم و جمعيت مرا از آن وضعيت نجات داد به قول دوستان سرشار از نوعدوستي شدم . و فقط نه به همنوعان خودم  بلكه به همه موجودات عالم عشق مي ورزم و نه فقط به مخلوقات بلكه به خالق نيز عشق مي ورزم . و زندگي را (آن چنان كه بعضي ها اين روز ها تبليغ مي كنند كه بد است و، از اين دست انرژي هاي منفي كه از خودشان صاتع مي كنند، )بد نمي دانم . راستي نگفته ام كه به روستايي بودنم عشق مي ورزم .

بگذريم ، مربي غير امدادي سازمان جوانان هستم و در فعاليت هاي مختلف اين سازمان شركت دارم.

 

از چه زماني وبلاگتان را راه انداختيد و هدفتان از به راه انداختن وبلاگ چيست ؟

يكي از فعاليت هايم مديريت وبلاگي است با عنوان " هلال مهر " كه با آدرس الكترونيكي                                           http://helal-mehr.blogfa.com   در صفحات وب قابل شناسايي است .

حدود يك سالي است كه اين وبلاگ را مديريت مي كنم و خوشحالم كه در دنياي مجازي صفر و يك هم به عنوان يك جوان هلال احمري شركت دارم .

چگونگي افتتاح و فعاليت اين وبلاگ به مطالعه خودم و تشويق مسئول مركز اموجوانان اين شهرستان بر مي گردد .

هدف ما در به راه انداختن اين وبلاگ ، جا نماندن از قافله سريع دهكده جهاني و حركت در اين فضاي مجازي در راستاي اهداف كانون ها و ساز مان جوانان و ايجاد بستري مناسب براي تبادل نظر و كسب اطلاعات به روز در زمينه هاي امدادي و غير امدادي كه پيرامون اهداف و اصول هلال احمر  بود . انتقال تجربيات خودمان در شيوه هاي جذب و نگهداري اعضاء و همچنين اطلاعرساني  برنامه هايي كه به طور فصلي و . . . داريم . و همچنين انتقال تجربيات امدادي دوستان و جوانان امدادگري كه در سوانح و  حوادثي مختلفي كه حضور داشته اند و بيان خاطرات و فعاليت و دغدغه هاي مناطق حادثه ديده بود . و هر فكر ، ايده و نوآوريي كه ما را در به بار نشستن اهداف كانون ها و اصول هلال احمر همراهي كند .

 

برخي ازخاطره هاي تلخ و شيريني را كه در اين محيط مجازي وب داريد ، عنوان كنيد؟

شيرين ترين خاطره اي كه دارم اين است كه دوستان تازه اي را از كانون هاي شهر ها و استان هايي ديگر در اين محيط مجازي پيدا مي كنم . دوستان ناديده اي كه ما را مورد لطف و مهرباني قرار مي دهند و با ما تبادل نظر مي كنند و به ما در ادامه راه وب نگاري ، تنهايي را هديه نمي كنند و همراه و همقدم ما هستند .

خاطره  تلخي كه دارم ، تعطيلي و ادامه ندادن فعاليت اينترنتي و وبلاگ نويسي به دلايل وجود مشكلاتي در شعب جمعيت و كم شدن تعداد دوستان ما كه واقعا براي ما سخت است .  

 

نظر و پيشنهاد شما در زمينه فعاليت هاي سازمان جوانان چيست ؟

البته اميدوارم كه اين گفته ها بدون سانسور درج شود و به گوش مسئولان برسد ، چون دارم به نمايندگي از طيف زيادي از وب نگار ها و جواناني كه با آن ها در ارتباطم حرف مي زنم .

البته در تمامي موارد ي كه عنوان مي شود ، حركت هايي صورت گرفته و گفته هاي من جهت تاكيد و يادآوري به مسئولاني است كه يكي از خطير ترين مسئوليت ها را دارند و آن هم پرورش جواناني متعهد و پايبند به اصول هلال احمر است .

براي پيشرفت و توسعه بايد برنامه اي مكتوب  داشت ، همان چيزي كه در اساسنامه كانون ها پيش بيني شده و كانون ها بايد برنامه فصلي و .. داشته باشند . اگر مسئولان ما در كانون ها و مراكز امور جوانان و استان ها برنامه اي پيشنهادي را به طور سالانه در اختيار ما قرار دهند (كاري كه در استان گلستان در سال 85 يا 86 انجام شد ولي بنا به دلايلي اجرايي نشد) ، كانون ها ،‌ پر شور تر از قبل و حالا مي شود .

يكي از مشكلات ما روابط عمومي بسيار ضعيف در شعب است كه بهتر است بگوييم كه روابط عمومي به پارچه نوشته هاي مناسبت ها و ارتحال و تولد و از اين دست خلاصه شده و اين كه روابط عمومي در راستاي بالابردن آگاهي هاي عمومي مردم نسبت به اهداف هلال احمر كمتر صورت مي گيرد . خلاصه اين بخش ، بخش حياتي سازمان است و البته تلاش هايي هم شده ولي بهتر است تلاش بيشتري صورت بگيرد .

بايد به مسئولان مراكز امور جوانان در خصوص شيوه هاي برقراري ارتباط ، جذب و نگهداري جوانان آموزش داده شود . به اعضاي شورا هاي اجرايي آموزش هاي لازم در خصوص رهبري و راهنمايي گروه  داده شود وبه طور منظم هر چند وقت يكبار اعضاهاي شوراي اجرايي و يا حداقل دبيران كانون ها  با همدگر در مركز استان گرد هم آيند و به بيان ديدگاه و مشكلات خود در شعب بپردازند و طرح ها و ايده هاي نو خود را چهره به چهره با معاون جوانان استان بپردازند . كاري كه در استان ما صورت نمي گيرد و شايد خيلي جاهاي ديگر .

در خصوص انجمن هاي شعرو ادبي كه هست ، خوب است دوستان به طور منظم چند وقت يكبار گرد هم آيند و با برگزاري جشنواره هاي شعر با موضوعات ويژه مرتبط با اهداف جمعيت بر غناي ادبيات ما بيفزايند .

 انجمن معارف و قرآن هم كه الحمدلله به خوبي با نفسي تازه دارد قدم برمي دارد و از افتخارات جمعيت محسوب مي شود .

هسته هاي مطالعاتي بايد غني تر شوند و جنب و جوش بيشتري داشته باشند .

نظارت بيشتري هم بايد بر فعاليت هاي مربيان و . . . صورت بپذيرد .

مسئولان ديدگاه هزينه بري به فعاليت هاي جوانان نداشته باشند و تمامي مسئولان سازمان جوانان موظفند به عنوان نمايندگان جوانان به بهترين شكل از تمامي حقوق جوانان دفاع كنند .

دسترسي به اينترنت در شعب جمعيت با مشكلاتي( نه فني ) همراه است ، لطفا همراهي كنيد .

پيشنهادي كه در زمينه هاي تخصصي تر دارم اين است كه

1 –  برگزاري جشنواره وبلاگ نويسي

2 -  امروزه علم و علم آموزي يكي از ارزش هاي جوامع بشري شده است ، جهت جذب جوانان عالم به هلال احمر در شعب و كانون ها مي شود اقدام به برپايي انجمن هايي علمي آماتوري مانند نجوم و . . . كرد و خيل زيادي از جوانان را علاوه با اهداف هلال احمر ، با علم نيز آشنا كرد .

3 – چاپ مجموعه شعر هاي جوانان هلال و يا خاطرات آن ها به صورت كتاب

در پايان ضمن آرزوي توفيق، از شما سپاسگزاريم كه در اين مصاحبه شركت نموديد ؟

من هم از شما و تلاش صادقانه تمامي مسئولان مراكز امور جوانان و همه جوانان علاقمند به نوع دوستي و خدمت كه با نيت هاي خير قدم بر مي دارند سپاسگزارم و اين كه

" خدايا چنان كن سر انجام كار                               تو خشنود باشي و ما رستگار "


 

نوشته شده توسط محمدرضا منوچهرتلوری در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 ساعت 13:55 موضوع خبر های تازه و اطلاعیه های داغ | لینک ثابت


امدادگري

                     امدادگري

پير و مولايم خميني چون بفرمود اين سخن

تا كند فكرم مرا ياري بگويم زين سخن

شعر مي گويم براي كار امداد و مدد

در شروع شعر خود گويم كه الله الصمد

گفت روح الله امداد از صفات انبياست

هم تعاون ، هم مددكاري دو كار بي رياست

آن مدد كاري كه از شب تا سحر زحمت كشد

اجر و مزدش را خدايش در صف محشر دهد

افتخار هر مددگر باشد اين كه كار او

در عمل با كارهاي انبياء هم سمت و سو

در هلال احمر ايران اسلامي بدان

هر مددگر مي كشد زحمت براي ديگران

اي كريما تو بزرگي رحمتت از حد فزون

كن تقبل اين تقاضا از من خوار و زبون

نعمت خود كن فزون هردم به هر امدادگر

چون كه مي داني بود لايق براي بيشتر

 


شاعر اين شعر را نمي شناسم . دوستان اگر مي شناسند ياري دهند .


 

نوشته شده توسط محمدرضا منوچهرتلوری در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 ساعت 23:13 موضوع شعر و ادب و هنر | لینک ثابت


چهارمین همایش شعر وادب جوانان هلال احمر استان گلستان

با سلام

از ۶۸ اثر ارسال شده  به دبیرخانه، ۸ اثر برگزيده شد  . كه اثر برگزيده زير از آقاي محمدرضا منوچهري از كانون جوانان شهرستان بندرگز نيز جزو اين اثرهاي برگزيده بود و در همايش قرائت شد .


خواب

پر از خواب است چشمانم

و بيداري

صبوي مستي باور

و هرگز

در نگاهي ساده و تنها نمي يابم

نمي خوابم

نمي بينم

سري در روي باليني

كه تنهايي گلي كارد

گلي در بي طراوت پيشگي هاي سحرگاهان اين مردم

پر از خواب است چشمانم

و تو كه خسته مي خندي

و روحي سرد

كه بر دشت غزل خوانان

فرودي تازه مي آرد

پر از خواب است چشمانم

عجب روزي

عجب آيينه بازاري

مشت ها بر چشم و چشم ها بر تن

تعجب نيست

سخره مي گيري

و در گودي اين برهه

در اين درياي بي سامان

سبك سر ، خنده پرور

بي تكاپو ، مرگ در مرگ

خسته و لجي در لج

تعجب نيست

درطوفاني كه مي بارد

و يا رعدي كه مي غرد

و يا دردي كه مي تازد

چه غمبار است اين سامان بي دامان

پر از خواب است چشمانم

باليني كه مي گيرد نگاهم را

و مي خواند پيامم را

و مي گويد عجب سازي

پر از خواب است چشمانم

دوست دارم

سر به زيرپاي پاكان جهان ريزم

و با آغوش شاعران هرزه درآويزم

و دوست دارم

هرگز از خوابي كه مي بينم

پريدن را نياموزم

پر از خواب است چشمانم

پر از روياست درمانم

نمي دانم چه مي گويم

چه مي خوانم

و يا در زير اين باران بي پايان

چه مي سازم

در دشت شقايق هاي بي پروا

در دشت حقايق هاي بي رويا

پر از خواب است چشمانم

عجب آشفته بازاري است امروز

كه هر كس

در خودش سازي براي رقص مي سازد

عجب آشفته بيماري است

كه هر دم تازه مي خواند

و هر گه تازه مي ماند

عجب آشفته بازاري است خيابان ها

كه رنگارنگ ، فريب و حيله و نيرنگ

پر از زشتي و ناپاكي شب آهنگ

پر از اندوه و غم آهنگ

پر از هر جايي و وحشت

دلي از ترس در آتش

خدايا !

در دل من آتشي افروز

كه هر چه كينه و حسرت و يا وحشت

كه هر چه آز و شهوت ويا نخوت درونش هست

بسوزد تا همان روزي كه مي ميرم

پر از خواب است چشمانم

و دوست دارم كه از رويا

پريدن را نياموزم .

                                                                محمدرضا منوچهري


 

نوشته شده توسط محمدرضا منوچهرتلوری در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 ساعت 23:54 موضوع شعر و ادب و هنر | لینک ثابت


ضرورت آموزش امداد و كمك هاي اوليه

ضرورت آموزش امداد و كمك هاي اوليه

* از بين 43 مورد از بلاياي طبيعي كه در جهان به ثبت رسيده است ، بيش از 30 مورد آن در ايران اتفاق مي افتد و خواهد افتاد .

* كشور ايران به علت قرار گرفتن در مسير سلسله كوه هاي آلپ – هيماليا ، يكي از مناطق مهم زلزله خيز دنيا محسوب مي شود و به همين جهت اكثر شهر هاي كشور و به خصوص تهران يعني مركز مهم سياسي و اقتصادي ، در معرض خطر زلزله قرار دارند . حال عدم رعايت مقررات ايمني در ساخت و سازها اين خطر را به طور تصاعدي افزايش مي دهد .

* يكي ديگر از بلاياي طبيعي شايع كه اكثر مواقع خبرها و هشدارهايي را درباره آن از رسانه هاي ارتباط جمعي مي شنويم ، سيل است . كه به علت استفاده بي رويه از منابع طبيعي و تخريب جنگل ها و عدم التزام به مراعات مسائل زيست محيطي و تجاوز به حريم رودخانه ها ، بسياري از مناطق كشور را در برابر خطر سيل نيز آسيب پذير كرده است .

* به همين روال ما در برابر خيلي از حوادث و سوانح طبيعي مانند رعد وبرق ، طوفان و . . . آسيب پذير هستيم .

* از طرفي گرچه در عصر ما پيشرفت علم وصنعت ، تكنولوژي و توسعه فنون مختلف ، محيط زندگي بشر را به كلي تغيير داده است  ، اما همين تغيير زندگي بشر ، آسيب پذيري و خطرات  را افزايش داده است .

* حال علاوه بر بلايا و سوانح طبيعي ، حوادث و سوانح غير طبيعي مثل تصادف ، برق گرفتگي ،  جنگ هاي ويرانگر و . . . نيز در كمين سلامتي انسان ها نشسته است .

 

* خلاصه با توجه به در كمين بودن انواع حوادث و بلاياي طبيعي و غير طبيعي  ، مانند هميشه " پيشگيري بهتر از درمان است " و امري ضروري و ارزان و مقدم بر امداد و نجات پس از حادثه مي باشد .

* حال موسسه امدادي وعام المنفعه ، جمعيت هلال احمر جمهوري اسلامي ايران با تجربه اي 80 ساله در امر مقابله با حوادث و سوانح در قبل ، حين و پس از حادثه ، در قبل از حوادث ، عمده فعاليت خود را به موضوع «آمادگي » و «آموزش كمك هاي اوليه » متمركز نموده است . و با شعار «هر خانواده ايراني يك امدادگر » قدم در اين امر مهم و حياتي گذاشته است . و همچنين معتقد است كه چنانچه همه مردم جمله « حادثه خبر نمي كند » را باور كنند ، خود را مكلف به آمادگي براي مقابله با حوادث و سوانح و رعايت مقررات ايمني و تذكر به ديگران به عنوان مصداق بارز امربه معروف و نهي از منكر مي دانند .

* گرچه آماري در دست نيست كه بتوان فهميد كه چند درصد از مرگ و ميرها در حوادث و سوانح ، در نتيجه عدم اطلاع اطرافيان به فنون و اصول كمك هاي اوليه اتفاق افتاده است ، هر چند اين افراد با حسن نيت و به قصد كمك ، قدم به ميدان گذاشته باشند . بنابراين آموختن امداد و كمك هاي اوليه ، علاوه بر اين كه دانش و مهارتي را درباره نجات جان مصدوم و حادثه ديده مي دهد ، امدادگر و فرد آموزش ديده را از انجام اعمالي كه موجب وخيم تر شدن اوضاع فرد مصدوم باز مي دارد .

نتیجه گیری :

كشور ما ايران ، به علت موقعيت خاص جغرافيايي و زمين شناختي ، شرايط آب و هوايي و اقليمي و ساير عوامل طبيعي از يكسو همواره در معرض تاثيرات ناشي از سوانح طبيعي است و از سوي ديگر برخي سوانح غير طبيعي مانند تصادفات جاده اي ، آتش سوزي ها ، حوادث صنعتي و كارگاهي و امثال آن سالانه جان صدها تن از هموطنانمان را تهديد مي نمايد . بي شك پيشگيري از اين گونه سوانح و حوادث و رعايت نكات ايمني ضروري ترين امر در جهت كاهش خسارات انساني و اقتصادي ناشي از آن هاست اما وجود آمادگي در عوامل امدادي و نيز عموم مردم و آشنايي آنان با شيوه ها و روش هاي امدادرساني و كمك به مصدومين و مجروحين نيز بايستي مورد توجه قرارگيرد تا در لحظات حادثه بتوان در سريعترين زمان ممكن به ياري آسيب ديدگان شتافت .


رعایت اصل صداقت و امانت

منابع :

۱ - مباني كمك هاي اوليه ، موسسه آموزش علمي كاربردي هلال ، دكتر نادر سيد رضوي

۲ - کتاب امداد و کمک های اولیه ، دكتر فرشيد توفيقي نمين



 

نوشته شده توسط محمدرضا منوچهرتلوری در یکشنبه بیستم بهمن 1387 ساعت 18:48 موضوع امداد و کمک های اولیه | لینک ثابت


دوره ما به سر رسید ------- کلاغه به خونش نرسید

به نام خدا

به اطلاع اعضاء محترم شاخه جوانان (آزاد ) ُ، برادران و خواهران عزيز و گرامي مي رساند

مركز امور جوانان با توجه به پايان دوره مسئوليت اعضاء شوراي اجرايي كانون جوانان ،   براي مدت دو سال آينده با شرايط ذيل براي برادران و خواهران به صورت جداگانه ثبت نام به عمل مي آورد :

۱ - داشتن حداقل ۱۸ سال

۲ - سابقه عضويت در كانون

۳ - خوشنامي و داراي حسن شهرت

۴ - تاييد رئيس جمعيت شعبه

 محل ثبت نام : دفتر امور جوانان جمعيت هلال احمر شهرستان بندرگز


دوره مسئوليت ما در كانون جوانان به پايان رسيد و از خداوند متعال براي دوستان و كانديداهاي جديد آرزوي توفيق روز افزون داريم . و آماده ايم تا تجربيات دو سال مسئوليت خويش را بي هيچ چشم داشتي در اختيار آنان قرار دهيم . موفق باشيد .

 


 

نوشته شده توسط محمدرضا منوچهرتلوری در جمعه یازدهم مرداد 1387 ساعت 23:51 موضوع خبر های تازه و اطلاعیه های داغ | لینک ثابت


نامه اي به يك دوست امدادگر

دوست عزيزم

سلام ، در اين چند روز عمر كه به علت هاي مختلف ( بخوانيد تنبلي ، ناآگاهي به اهميت موضوع ) به هلال احمر سر نزدي ، جايت خيلي در كلاس امداد خالي بود .

مربي عزيز و زحمت كشمان كه از صميميت و يكدلي ما با خبر است ، خيلي سراغ شما را مي گرفت . هرچند من ترجيح مي دهم در اين روز ها كه خيلي سرت شلوغ است ، زياد وقتت را نگيرم !

نگران درس ها و عملياتي كه در كلاس به ما ياد داده شده ،نباش . من تمام مطالب ضروري را برايت يادداشت كرده ام . اما خيلي مشتاقم كه يكي از آموزش هايي كه همين امروز از آقاي مربي ( خانم مربي ) آموخته ام ، برايت در نامه توضيح دهم . واقعا" اين آموزش از تمام آموزش هايي كه تا الآن آموخته بودم ، جالب تر بود .

(آقا / خانم ) مربي به ما آموخت كه هنگامي كه با يك مصدوم مواجه مي شويم ، چه كنيم ؟

هنگام مواجهه با يك مصدوم ابتدا بايد از نياز مصدوم آگاه شويم . مثلا" در يك صحنه حادثه ، با فرد آسيب ديده اي مواجه مي شويم ، اولين كاري كه به طور منطقي انجام مي دهيم ، چيست ؟ به طور مثال ؛ مصدوم نزديك يك صحنه آتش سوزي روي زمين افتاده است . اولين اقدام آن است كه او را با سرعت و احتياط كامل از صحنه خطر دور مي كنيم و به ياد داشته باشيم كه اگر خطري مصدوم را تهديد نمي كند ،‌هرگز او را قبل از ارزيابي وضعيتش جا به جا يا منتقل نكنيم .

(آقا / خانم ) مربي ما را با سه كلمه انگليسي آشنا كرد و به ما گفت : « با آموختن اين سه لغت مي توانيد جان يك مصدوم را نجات دهيد . »پس اگر اجازه بدهي من اين سه لغت را به ترتيب همراه با معاني آن برايت مي نويسم :

1- Airway : به معناي راه هوايي يا راه تنفس است . يعني مسيري كه هوا از آن عبور مي كند و وارد ريه مي شود .

2 – Breathing : به معني تنفس يا نفس كشيدن است .

3 – Circulation : به معني گردش خون است .

(آقا / خانم ) مربي به ما گفت : « اگر حرف اول كلمه هايي را كه حفظ كرده ايد ، كنار هم بگذاريد ، ABC مي شود كه سه حرف اول حروف الفبا هستند . حال در حال ارزيابي اوليه مصدوم چه بايد بكنيم ؟

 

هر موقع كه با مصدومي مواجه شديد ، ABC را به ياد داشته باشيد و آن را به ترتيب و با سرعت و دقت به كار ببريد . اولين كار اين است كه راه هوايي (Airway) مصدوم را بررسي كنيد . اگر مصدوم هوشيار است و به سوالات جواب مي دهد ، راه تنفسي اش باز است . ولي اگر مصدوم بيهوش است و يا پاسخ نمي دهد ممكن است راه هوايي اش بسته باشد . در اين صورت بايد راه تنفسي او را به اين صورت باز كنيد . يك دست را روي پيشاني مصدوم بگذاريد و انگشت دست ديگر را زير چانه اش قرار دهيد در حال كه چانه را بالا مي دهيم با فشار دادن پيشاني به پايين ، سر مصدوم را به عقب خم كنيد .

پس از بررسي راه هوايي ، وضعيت تنفس (Breathing ) را بررسي كنيد . آيا مصدوم نفس مي كشد يا نه ؟ براي آن كه بفهميد مصدوم نفس مي كشد يا خير ؟ گوش خود را بالاي دهان مصدوم قرار دهيد و در همان حال به شكم و قفسه سينه او نگاه كنيد . اگر مصدوم نفس بكشد ، تنفس او را مي شنويد و پايين و بالا رفتن شكم و سينه مصدوم را مشاهده مي كنيد . اگر مصدوم بيهوش است ولي نفس مي كشد ، او را در وضعيت بهبودي قرار دهيد . اگر مصدوم نفس نمي كشد به او تنفس مصنوعي بدهيد .

و پس از آن ، وضعيت گردش خون (Circulation ) مصدوم را بررسي كنيد . اين كار را با معاينه نبض گردني ( نبض كاروتيد ) مي توانيد انجام دهيد . نبض كاروتيد را مي توان در گزدن احساس كرد . وجود نبض كاروتيد به معني وجود ضربان قلب است . اگر نبض كاروتيد را حس نكرديد و مصدوم بيهوش بود ، بايد ماساژ قلبي را شروع كنيد . در آخر هيچ گاه فراموش نكنيد كه بعد از مراحل ABC ، مصدوم را از نظر خونريزي شديد بررسي كنيد . اگر خونريزي شديد وجو داشته باشد ، بايد ان را مهار كنيد .

دوست عزيزم ! اين تمام درس امروز بود كه مربي عزيزمان به ما آموخت . اميدوارم بخواني و از اين درس جديد بهره مند شوي و امبدوارم به زودي به هلال احمر بيايي و حضورت در كلاس ما را دلگرم و خوشحال كند .


رعایت اصل صداقت و امانت

 

برگرفته از كتاب "نامه اي به يك دوست امدادگر" نامه فاطمه سليمان آبادي ، 14 ساله از شاخه دانش آموزي جمعيت هلال احمر استان مركزي  



 

نوشته شده توسط محمدرضا منوچهرتلوری در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 ساعت 20:38 موضوع امداد و کمک های اولیه | لینک ثابت


به خاطر گناه مردم . . .

                          به خاطر گناه مردم . . .

فرشته بال بال زد وآمد بالاي سر شهر. سپس بالهاي بزرگش را پهن كرد كه همه جاي شهر را گرفت.آن وقت خوب به شهر و مردم آن نگاه كرد . فرشته ي دومي هم آمد و همان جا بالاي سر شهر و بالاي سر فرشته ي اول ايستاد و بالهايش را باز كرد و شهر را نگاه كرد . شهر ، آرام بود و در خواب . شب از نيمه گذشته بود . مردم شهر، پس از خوردن ، نوشيدن ، گفتن ، خنديدن و پايكوبي حالا با شكم هايي پر از غذا به خواب سختي رفته بودند .

فرشته ي دوم گفت : پس چرا ايستاده اي و كاري نمي كني؟ فرمان خداي بزرگ را انجام بده!

فرشته ي اول به نقطه ي دوري اشاره كرد و گفت : هيس! آنجا را ببين !

فرشته آنجا را كه او نشان داده بود نگاه كرد . پيرمردي بر سر سجاده ايستاده بود. دستهايش را بالا آورده ، رويش به آسمان بود  و لبهايش مي جنبيد .

فرشته ي اول گفت : ديدي؟

فرشته ي دوم گفت :آري آن پيرمرد را مي گويي؟آري ،ديدم ؛ دارد با خدا مناجات مي كند و دعا مي خواند.

فرشته ي اول گفت : حالا چه كنيم ؟

فرشته ي دوم گفت: هيچ ، مگر تو مامور  خداي بزرگ نيستي ؟خدا هم اين پيرمرد را مي بيند اما فرمان داده است تا اين شهر را زير و رو كنيم آنها مستحق عذاب شده اند .

فرشته ي اول گفت : بهتر است دوباره از خداي بزرگ سوال كنيم .شايد به خاطر اين بنده ي خوب ، دستور ديگري بدهد!

فرشته ي دوم فكري كرد : باشد ! باشد ! شايد به خاطر او مردم شهر را ببخشد ! من مي مانم تا تو از خداوند سوال كني. فرشته بالهاي بزرگش را از سر شهر جمع كرد و مثل برق ناپديد شد.

لحظه اي بعد كه فرشته ي اول باز گشت ، فرشته ي دوم ، نگران او را نگاه كرد .فرشته ي اول مانند برقي بالاي شهر درخشيد و دوباره بالهاي بزرگش را باز كرد .

فرشته ي دوم گفت : هان ؟چه شد؟

فرشته ي اول گفت: هيچ .زود دست به كار شو. بايد شهر را نابود كنيم !

فرشته ي دوم گفت : پس آن مرد عابد!

فرشته ي اول پاسخ داد : خداي بزرگ فرمود در نابودي آنجا درنگ نكنيد . من سالها به آنها فرصت داده ام .اما آنها ، يكسره به ظلم ، ستم و گناه مشغول بوده اند .آنها ديگر به راه راست نمي آيند .

فرشته ي دوم گفت : پس آن پيرمرد ...؟

فرشته ي اول يك بال بزرگ و پر نورش را زير شهر گذاشت و گفت :آري ،او نيز مستحق عذاب است . خداي بزرگ فرمود : او كه اين همه عمر كرده و سالها بين اين مردم گناهكار زندگي كرده حتي يك بار هم نشده كه به خاطر گناهان مردم ، رنگش تغيير كند و يا به يكي از آنها اعتراض كند. او امر به معروف و نهي از منكر را ترك كرده است .

فرشته ي اولي ، همانطور كه حرف مي زد ، بال بزرگش را با قوت از زير خانه هاي شهر بيرون كشيد ، ناگهان شهر و خانه هايش در هم فرو ريخت .

فرشته ي دومي هم پيش آمد و ضربه هولناكي به زمين زير شهر زد . صداي وحشتناكي به هوا برخاست و زمين دهن باز كرد . . .

 

نظر شما چیه دوست من ؟


رعايت اصل امانت و صداقت ، منبع : گاهنامه فرهنگي- اجتماعي سازمان جوانان هلال احمر - مجله هلال جوان ، شماره 4 – خرداد ماه 1387

 


 

نوشته شده توسط محمدرضا منوچهرتلوری در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 ساعت 22:55 موضوع شعر و ادب و هنر | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting